|
وبلاگ کمیته فرهنگی، اجتماعی حزب اعتماد ملی منطقه استان خراسان جنوبی
|


آنقدر بدنمان آسيب خورده كه اين مسايل براي ما عادي است
دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: هنوز براي انتخابات رياست جمهوري تصميمي نگرفتهام و آنچه نهايتا مورد نظر ما خواهد بود، تصميم حزب است.
آيت الله مهدي كروبي طي سخناني در اختتاميه نشست دو روزه روساي مناطق حزب اعتماد ملي خطاب به روساي استاني اين حزب اظهار كرد: شرايط سختي داريم و تلاش و كوشش در اين شرايط ارزشمند است. امكانات زيادي نداريم و با هجمههايي كه از گوشه و كنار به ما وارد ميآيد، شرايط نامساعدي داريم اما اين زندگي سياسي طبيعي است و آنقدر بدنمان آسيب خورده كه اين مسايل براي ما عادي است.
وي افزود: ما با دوستان زيادي ارتباط داريم اما بسياري از آنها نميخواهند وارد تشكيلات شوند و احتياط ميكنند. بخش اعظم اين نگرانيها مربوط به اين است كه صلاحيتشان رد شود يا شغلشان را از آنها بگيرند . كما اينكه افرادي بودهاند كه به خاطر نزديكي به حزب، كارشان را از دست داده اند به هر حال بايد تحمل كرد و ما از اين تلاشها تقدير و تشكر ميكنيم.
احساس كردم در دو راهي هستم يا بايد كار سياسي كنم يا كنار بروم
وي خاطرنشان كرد: در شرايط فعلي مهمترين موضوع ما، كار تشيكلاتي و حزبي است، صريح و روشن بگويم؛ وقتي اين كاررا برنامهريزي كردم (تشكيل حزب اعتماد ملي) طبق معمول متعارف، من نبايد اين كار را ميكردم اگر زمان اول انقلاب بود و ما هم ميانسال بوديم و رهبران حزب هم شخصيتهايي مثل بهشتي و هاشمي بودند وضعيت تفاوت ميكرد اما با اوضاعي كه در كشور بود من احساس كردم ناچارم آنچه آبرو، پشتوانه و عقبه خودم است متعلق به جمهوري اسلامي است و بايد آن را در اين راه مصرف كنم. بزرگاني هم مكرر به من توصيه كردند كه تو خودت را منحصر به يك حزب نكن؛ زيرا كار حزبي براي شما خطرناك است و ممكن است برخي افراد از حزب شما سوءاستفاده كنند؛ اما من احساس كردم در دو راهي هستم يا بايد كار سياسي كنم يا كنار بروم.
كار ما هم كار حزبي و تشكيلاتي است
دبيركل حزب اعتماد ملي يادآورشد: بالاخره من تصميم گرفتم حركت جديدي را شروع كنم، زيرا احساس كردم نسبت به امام(ره)، كشور، شهدا، سابقه خود و حتي نسبت به كساني كه در انتخابات رياست جمهوري به من راي دادهاند، تعهد دارم؛ لذا حزب اعتماد ملي را تشكيل دادم. كار ما هم كار حزبي و تشكيلاتي است. ممكن است با بسياري افراد ارتباط داشته باشيم، اما آنها نخواهند وارد كار تشكيلاتي و حزبي منسجم شوند. در آن صورت رفاقت ما بر سر جاي خود خواهد بود؛ اما كساني كه داخل حزب هستند بايد ديدشان به حزب باشد و كارها را به صورت حزبي انجام دهند.
اقبال عظيم مردم به ما اصلاحطلبان، تبلورش در انتخابات رياست جمهوري آقاي خاتمي بود
وي در ادامه با اشاره به انتخابات رياست جمهوري نهم گفت: اقبال عظيم مردم به ما اصلاحطلبان، تبلورش در انتخابات رياست جمهوري آقاي خاتمي بود اما بعد از ايشان آقاي احمدينژاد بر سر كار آمد من اين را ساده نميبينم كه فردي با سابقه انقلابي كه دو دوره رييس مجلس است، داوطلب رياست جمهوري است، اما كسي ديگر راي ميآورد كه چندان سابقهاي هم ندارد. دبيركل حزب اعتماد ملي با تاكيد بر " اينكه در انتخابات رياست جهموري دهم بايد فعاليتها به طور كامل در اختيار حزب باشد" گفت: نميشود جاي ديگر به ما خط بدهند، يادتان باشند كه كار تشكيلاتي آبرو و سرمايه معنوي ماست. تا كار حزبي نشود اگر پيروزي هم نصيبمان شود باز وضعيت به همين منوال خواهد بود. البته ما بايد ارتباط تنگاتنگي با ديگر احزاب اصلاحطلب داشته باشيم اما قطعا به حزب خود بيش از پيش بايد اهميت دهيم.
فعاليتمان را رها نميكنيم زيرا انقلاب متعلق به همه است
وي افزود: شاهد خواهيم بود همان قضيهاي كه در انتخابات رياست جمهوري نهم اتفاق افتاد با شرايطي دشوارتر تكرار ميشود ما اكنون چيزي در اختيار نداريم بايد سخت بايستايم. ممكن است بتوانيم قدرت را به دست بگيريم و ممكن است نتوانيم. من قبل از انتخابات مجلس هشتم گفته بودم كه به هر حال بعد از انتخابات، هم رويش داريم و هم ريزش. به هر حال كار ما يك كار دراز مدت است و بايد يك فكر و انديشه را جا بيندازيم، تا روزي كه جمهوري اسلامي برقرار است و صحبت از راي مردم ميشود و مسوولاني هم سركار هستند كه گرچه به آنها اشكال داريم مورد قبولمان هستند، فعاليتمان را رها نميكنيم زيرا انقلاب متعلق به همه است.
كروبي در ادامه گفت: يك تشكيلات حزبي بايد مستقل تصميم بگيرد البته نبايد اختلافي ميان احزاب اصلاحطلب بيافتد دوستيهايمان به جا خواهد ماند اما توجهمان بايد به حزب و تشكيلات خودمان باشيم نميتوانيم وارد كاري شويم كه نميدانيم آخرش چه ميشود وارد انتخاباتي نميشويم كه نداديم قرار است چه اتفاقي در آن بيافتد حتما بايد با ديگران هم تعامل داشته باشيم اما نبايد كارتشكيلاتي و حزبي را هم فراموش كنيم
دبيركل حزب اعتماد ملي همچنين خطاب به اعضا و روساي استاني اين حزب گفت: من اشكالها و ضعفها را ميپذيرم، اما واقعيت اين است كه با توجه به موانع و مشكلات بايد به كار و تلاش ديگران اهميت دهيم و كمك كنيم تا به نقطه خوبي برسيم. شما هم بايد بيش از پيش به حزب اهميت دهيد و براي آن وقت بگذاريد.
آيت الله مهدي كروبي طي سخناني در اختتاميه نشست دو روزه روساي مناطق حزب اعتماد ملي خطاب به روساي استاني اين حزب اظهار كرد: شرايط سختي داريم و تلاش و كوشش در اين شرايط ارزشمند است. امكانات زيادي نداريم و با هجمههايي كه از گوشه و كنار به ما وارد ميآيد، شرايط نامساعدي داريم اما اين زندگي سياسي طبيعي است و آنقدر بدنمان آسيب خورده كه اين مسايل براي ما عادي است.
وي افزود: ما با دوستان زيادي ارتباط داريم اما بسياري از آنها نميخواهند وارد تشكيلات شوند و احتياط ميكنند. بخش اعظم اين نگرانيها مربوط به اين است كه صلاحيتشان رد شود يا شغلشان را از آنها بگيرند . كما اينكه افرادي بودهاند كه به خاطر نزديكي به حزب، كارشان را از دست داده اند به هر حال بايد تحمل كرد و ما از اين تلاشها تقدير و تشكر ميكنيم.
سر لشكر جعفري توضيح دهد
همچنين دبير كل حزب اعتماد ملي با اشاره به سخنان اخير فرمانده كل سپاه مبني برتجديد نظر در ماموريت ها و ساختار داخلي سپاه پاسداران خواستار توضيح فرمانده كل سپاه درباره انگيزه اين تغييرات شد .
وي گفت : " اصل و كليت اين موضوع را قبول داريم كه وظيفه سپاه پاسداران حفاظت از اصل انقلاب اسلامي است اما به نظر مي رسد كه ايشان در صحبت هاي خود بر اين موضوع تاكيد كرده اند كه سپاه تنها نيرويي نظامي نيست و آيا مي توان از صحبت هاي فرمانده محترم سپاه اين چنين برداشت كرد كه سپاه مي تواند در مسائل سياسي چون انتخابات دخالت كند . آيا منظور اين است كه اگر دو نفر در عرصه انتخابات به رقابت با يكديگر مي پردازنند بايد اين نيرو به نفع يك نفر وارد عرصه شود . اين موضوع نگراني هايي را براي من ايجاد كرده است . " وي افزود :" بايد در اين باره توضيح داده شود كه منظور از تجديد نظر در ساختار سپاه چيست آيا منظور دخالت دراموري مثل انتخابات است بنابراين بايد در اين مورد توضيح دهيد تا شائبه اي در اين باره ايجاد نشود . "
آيا اينكه قيمت مسكن از سال گذشته تا به حال دو برابر شده است و اينكه مردم از تورم و گراني آزار مي بينند به علت مديريت امام زمان (عج) است
سخنان اخير احمدي نژاد در جمع طلاب مشهد كه گفته بود اعتقادم بر اين است كه امام زمان دارد مديريت مي كند نيز مورد انتقاد مهدي كروبي دبيركل حزب اعتمادملي قرار گرفت . كروبي با اشاره به سخنان وي گفت :" به نظر من اكنون مسئله اي عقيدتي براي ما ايجاد شده است و اوضاع به گونه اي شده كه رييس جمهور محترم مي فرمايند امام زمان (عج ) كشور را مديريت مي كند واين جاي بسي تعجب دارد . "وي تصريح كرد : " هر دولتي كه بر سر كار مي آيد ما از خدا مي خواهيم كه اين دولت موفق شود ولي همواره هر دولتي با مشكلاتي روبه رو است .
" آيت الله كروبي افزود : " امام (ره) داراي خصوصيات و ويژگي هايي اخلاقي خاصي بودند و ايشان به عنوان يك مرجع تقليد و ولي فقيه الگوي همه قرار داشتند ولي امروزه به گونه اي به تعريف خصايص امام (ره ) مي پردازنند جواناني كه ايشان را نديده اند تصور ديگري از خصايص حضرت امام (ره) در ذهنشان ايجاد مي شود . " وي افزود : " امروز نه تنها ديگر درباره حضرت امام (ره) صحبت نمي كنند بلكه اعلام مي كنند كه امام زمان (ره) مديريت مي كند ، و اين در ذهن مردم ايجاد مي شود كه آيا اينكه قيمت مسكن از سال گذشته تا به حال دو برابر شده است و اينكه مردم از تورم و گراني آزار مي بينند به علت مديريت امام زمان (عج) است . خدا بيامرزد پدر آقاي مصباحي مقدم را كه در اين باره موضع گيري كردند و به اعتراض پرداختند .
بهتر است مشكلات را به خشكسالي ، به آمريكا و يا دولت هاي پيشين حواله دهيد اين راه منطقي تر وساده تر است
" وي گفت : " ما نبايد مسائل را با يكديگر قاطي كنيم . من زماني كه مدير مجلس بودم يا در بنياد شهيد حضور داشتم و يا اينكه مدير حج بودم همواره دعا مي كردم كه خداوند مرا هدايت كند . بنابراين هر اتفاقي كه بيافتد بر عهده مديريت ماست . " وي با اشاره به سخنراني احمد نژاد در دانشگاه كلمبيا و مواضعي كه در اين مورد گرفته است گفت : " بايد بگويم چند ديپلمات ايراني به خاطر ان موضوع ضمن ابراز تاسف به من گفتند كه آن سخنان باعث تعجب ما شد. با اين همه آقاي رييس جمهور مي گويند كه در ان ماجرا امام زمان (عج ) مسئله را هدايت مي كرد .
" كروبي خطاب به احمدي نژاد همچنين گفت : " بهتر است مشكلات را به خشكسالي ، به آمريكا و يا دولت هاي پيشين حواله دهيد اين راه منطقي تر وساده تر است . " دبير كل حزب اعتمادملي افزود : " با اين اوصافي كه شما از امام زمان (عج ) مي فرماييد عده اي خواهند گفت آقايي كه هنوز نيامده مديريتش اين چنين است بعد هم كه بيايد چه خواهد شد . و اين با اعتقادات ما سازگار نيست مسائل فلسفي و اعتقادي براي برخي از مردم ملموس نيست اما همه آنها وصعيت خراب اقتصادي را كاملا درك مي كنند و هر كس كه بگوييد اوضاع خوب است براي آنها قابل قبول نخواهد بود


سحام: دکتر غلامرضا اسلامی بیدگلی به سال 1325 ( ه . ش ) در بیدگل کاشان دیده به جهان گشود . او بخشی از تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش پشت سر گذاشت و بمنظور ادامه تحصیلات عمومی و متوسطه رهسپار تهران و پس از اخذ دیپلم ریاضی بلافاصله وارد دانشگاه شد و تحصیلات عالی خود را در کشور انگلستان با اخذ مدرک دکترای در مدیریت مالی و کنترل به انجام رسانید و در سال 1354 به ایران بازگشت وی از آن زمان تاکنون در دانشگاههای تهران ، صنعتی شریف ، امام حسین (ع) ، امام صادق (ع) و مشهد به تدریس اشتغال داشته است و راهنمایی ، مشاوره و نظارت بر بیش از یکصد پایان نامه کارشناسی ارشد و دکتری به اضافه نگارش 80 مقاله علمی ـ پژوهشی و یا علمی ـ ترویجی و تالیف و ترجمه چهار کتاب بخشی از نتایج کار ایشان در طول این مدت بوده است . دکتر اسلامی در عرصه اجرایی نیز از بدو پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 مسئولیت های مختلفی بر عهده داشته که از آن جمله می توان به عضویت در هیأت عالی سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران ، عضویت در شورای سازمان صنایع ملی ، عضویت در هیأت نظارت سازمان حسابرسی ، معاون فنی و معاون شرکت ها و رئیس مستشاری دیوان محاسبات کشور و مشاور اقتصادی آيت الله مهدی کروبی در دوران ریاست مجلس ششم اشاره کرد . ایشان هم اکنون عضو تمام وقت هیأت علمی دانشگاه تهران و عضو هیأت مؤسس و شورای مرکزی « حزب اعتماد ملی » می باشد . گفتگوي ما را با ايشان بخوانيد.
سحام: آقای دکتر اسلامی برای شروع نگاهی به گذشته بیندازیم ؛ شما عملکرد مجموعه اصلاحات در دوران هشت ساله ریاست جمهوری آقای خاتمی ـ 1376 تا 1384 ـ را چگونه ارزیابی می کنید ؟
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین ، سال اولی که آقای خاتمی به مقام ریاست جمهوری رسیده بودند من بر حسب تخصص خودم یک مقاله ای را نوشته و به جناب آقای خاتمی تقدیم کردم . این منتشر هم شد . در آنجا تاکید کرده بودم بر اینکه کشور باید دانش محور باشد و از امکانات کشور ـ که به حمد اله تعالی بسیار زیاد است ـ بهره برداری موثر شود ، زیرا بهره وری منابع ملی ـ به هر علتی ـ خیلی پائین است ؛ ما در طی 2500 سال گذشته آنچنان که باید و شاید مملکتمان را نساخته بودیم واقعا مملکت پادشاهی بوده و یک نفر دستور می داده و لذا به اندازه یک نفر هم پیشرفت کرده است . طی این همه سال توجه خاصی به بهره وری ملی نشده بود همچنین راجع به بعضی انتصابات از همان اول اشکال داشتم برای آنکه معتقدم که مملکت آدمهای شاخصِ دلسوز، بسیار زیاد دارد که اینها بدون توقع حاضر به کار هستند . مثلا در دانشگاه واقعا حقوقی که به اساتید محترم می پردازند در مقابل تحصیلات و تجربیات و سختی کارشان و احساس مسئولیتشان نسبت به بعضی دیگر از مشاغل اصلا رقمی نیست ولی با آغوش باز صبح می آیند و تا شب کار می کنند. تعداد افراد بسیار دلسوزی که ما می توانیم به کار بگیریم خیلی زیاد است لذا باید فضا را باز کنیم که این افراد بیایند .
اعتقادم بر این است که ما در انتخاب مدیران به یک مهندسی نیروی انسانی همراه با درایتهای خاص نیاز داریم چرا که " سه بار اسباب کِشی برابر است با یک بار آتش سوزی " ، بر همین مبنا " سه بار تغییرات مدیریتی برابر است با یک بار در هم ریختگی " ؛ در گذشته و حال شما می بینید مثلاً به نام «پیر گرایی» یا «جوان گرایی» پشت سر هم مدیران تعویض می شوند و طبیعتاً این لطمه می زند.
نکته دیگر اینکه خیلی وقت ها افکار و شعارهایی که عده ای مطرح می کنند در عمل به راه حل های نتیجه بخش نمی انجامد . به نظر من مشکلات ما مشخص است ؛ در حقیقت نرخ بهره وری منابع ملی مان بسیار پایین است . نمی دانیم الویتهای سرمایه گذاری ما کجاست. شما ببینید با وجود اینکه صد سال نفت از کشور ما استخراج شده ، همچنان وابسته به واردات بعضی از محصولات نفتی هستیم. یا هنوز ظرفیت تولید نفت ما نسبت به سایر کشور های مشابه، پائین تر است ؛ مثلاً عربستان حدود 10 میلیون بشکه نفت در روز تولید می کند در حالیکه ما به زحمت قادریم 4 میلیون بشکه در روز تولید کنیم. این نشان می دهد که ما به
سرمایه گذاری های مان الویت نداده ایم . طبیعتاً با این وضعیت بحث اقتصادی پیش می آید که مردم فقیرند . به عبارتی با وجود اینکه ما جزء 10 کشور ثروتمند ـ از نظر منابع ـ در دنیا هستیم از لحاظ درآمد سرانه پایین جدول قرار داریم . مثلاً ما ـ از نظر درآمد سرانه ـ با سوئیس اصلاً قابل مقایسه نیستیم در حالیکه آنها کشور کوچکی هستند و دسترسی به نفت هم ندارند . من آن روز اعتقاد داشتم الان هم اعتقاد دارم که باید دانش محوری و لایق پروری در همه سطوح نیروی انسانی سرلوحه سیاستگزاری ها و برنامه ها شود . البته منظورم دوران جنگ تحمیلی نیست برای آنکه آن زمان دانشجویان بسیار مستعد ما از سر کلاس رفتند جبهه های جنگ و به ما یاد دادند که موقع جنگ باید جنگید باید اول نظام و تمامیت ارضی کشور را حفظ کنیم بعد بیاییم درس بخوانیم و پیشرفت کنیم. از آن دوران من بعنوان «دوران مقدس» یاد می کنم و بیشترین ارزش را به کسانی می دهم که آن موقع همه چیزشان را گذاشتند و رفتند گرچه آنها برنده ترند؛ واقعاً زندگی شان را بسیار گران فروختند ؛ اما حالا باید دانش محور و لایق پرور شویم و آن سالهایی را که از دست دادیم ، جبران کنیم .
سحام: ما در دوران اصلاحات با نوعی آشفتگی و ندانم کاری مواجه بودیم ؟
آشفتگی به کار نبریم ؛ واقعیتیش این است که ما می توانستیم در مدیریت های کلان و میانی افراد بسیار قوی تری داشته باشیم . به عنوان مثال ما یک وقتی؛ تیپ خیلی جوان را گذاشتیم برای اداره امور بانکها ، بسیار جوان بودند و تحصیلاتشان هم تحصیلات بانکی نبود انتظار کارشناسانه این بود که خودشان قبول نمی کردند که چنین سمت ها یی را بپذیرند؛ برای نمونه: یک لیسانس حسابداری می تواند حسابدار خوبی باشد ولی به احتمال بسیار زیاد نمی تواند مدیر عامل خوبی برای بانک باشد . این طبیعی است . زیرا بانکداری یک علم است و زمانی که بانکداری الکترونیک و شیوه های بانکداری نوین در دنیا تازه مطرح شده بود ؛ هیچ کس را نفرستادیم برود در سطح دکترای این آموزشها را فرا بگیرد. در حالیکه پنج میلیارد دلار می دادیم برای احداث «مجتمع فولاد مبارکه» ، حاضر نمی شدیم یک میلیارد دلار هم برای تربیت نیروی انسانی نظام بانکی مان هزینه کنیم که حالا نگوییم چرا نظام بانکی مان عقب مانده است! یا 22 سال قانون بانک داری بدون ربا پیاده شده ، تازه حالا متوجه شده اند که آنچه تصویب کرده اند جواب نمی دهد . چرا جواب نداده ؟ برای اینکه این قانون مناسب نبوده . خوب ما چرا باید 22 سال صبر کنیم و بعد این را اعلام کنیم . ما نیروهای بسیار شایسته داشته و داریم که آنها می توانستند و می توانند نظام بانکی ما را در جایگاه بهتری قرار دهند . یا اینکه ما 16 سال است که بازار بورس داریم ولی نتیجه آن چه بوده ؟! در حال حاضر از حدود 450 شرکتی که در بورس داریم 100 شرکت از آنها در تابلوی چهارم قرار گرفته اند ؛ یعنی عملاً از بورس اخراج شده اند و ضررش را سهام دار جزء باید بدهد ، نه سهام دار عمده ؛ بعبارتی « گُنَه کرده در بلخ آهنگری به "شوشتر"!! زدند گردن مِسگری »
در سایر جنبه ها هم وضع همینطور است ، من معتقد بوده و هستم که باید بهای بیشتری به دانشگاهها و تربیت نیروی های آموزش دیده و با کیفیت و به لایق پروری داده شود.
سحام: نقطه قوت ما در سالهای اصلاحات چه بود ؟
در آن سالها مردم به آقای خاتمی علاقه مند بودند و به نظر من هنوز هم مردم به ایشان علاقه دارند ؛ آقای خاتمی را از یک خانواده مذهبی با صلاحیت می دانند . امکانات بسیار زیادی فراهم شده بود . نباید فراموش کنیم که در سالهای ریاست جمهوری جناب آقای هاشمی رفسنجانی زیربناها خیلی خوب مستقر شدند و از این لحاظ خیلی جلو رفتیم . شاید کُندی پیشرفت طرح ها و اینکه نظارتهای لازم خوب انجام نمی شد در این مقطع تا حدودی مردم را خسته کرده یا اینکه تفاوتهای طبقاتی در جامعه بوجود آمده بود ، گرچه من به توانمندی انسانها اعتقاد دارم و معتقدم که " لَیسَ لِلاِنسانِ الی ما سَعی " ، ولی مثل همه مردم با ثروت های باد آورده مخالفم ، با عدم نظارت مخصوصاً بر فعالیتهای فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی دولت کاملاً مخالفم و معتقدم که باید نظارتهای قوی و سریع العمل داشته باشیم . نه اینکه مثلا یک پرونده آنقدر در دادگاه بماند و آخر هم معلوم نشود تکلیف آن پرونده چه شده یا کسانی بخواهند پرونده را مشمول مرور زمان کنند و به این وسیله از خاطر مردم پاک و متهمان را بدون محاکمه یا با محاکمه های ساختگی از مهلکه برهانند .
سحام: اکنون ما در دوره جدیدی قرار داریم و حزب اعتماد ملی شکل گرفته و قرار است که با جلب نظر و رأی اکثریت مردم مجدداً وارد قدرت بشود . با توجه به کارکردهای ذاتی احزاب ، "اعتماد ملی" باید چه راهبردهایی را با توجه به نقطه ضعف های گذشته در پیش بگیرد ؟!
من مجبورم کمی به عقب برگردم ؛ موقعی که انقلاب اسلامی در سال 1357 پیروز شد نمی شد به مدیران سابق اعتماد کرد لذا حرف حساب این بود که آنها خودشان کناره گیری می کردند یا کنار گذاشته می شدند بعد از آن هم جنگ بر کشور ما تحمیل شد من آن سالها را استثنایی می دانم . سالهایی بود که رهبریت و سایه حضرت امام (ره) بالای سر مردم بود و به حمد الله توانستیم چالشها را پشت سر بگذاریم . ولی در همان سالها ـ بدون تردید ـ سرعت ایجاد زیر ساختهای کشور به کُندی گرائید و دولت مجبور بود خودش هم سرمایه گذاری کند ، و هم کنترل کند و هم عزیزان رزمنده را در جبهه ها ، تقویت و پشتیبانی کند . با تمام اینها توطئه هم علیه ما زیاد بود . ولی امروز با گذشته فرق می کند امروز ما دوران سازندگی و اصلاحات را پشت سر گذاشته ایم و دو سال هم از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد می گذرد و حالا مملکت آدمهای فرهیخته و بسیار خوبی در اختیار دارد . حتی گاهی انتقاد می کنند که دولت چرا افراد جوان را سر کار می گذارد ؟ واقعیتش این است که ما هم اوایل انقلاب بسیار جوان و در عین حال مدیر بودیم . آن موقع هم وزرای 29 یا 30 ساله داشتیم در حالیکه حالا واقعا افراد بسیار پخته ، تحصیل کرده و با تجربه ، زیاد داریم از طرف دیگر از زمانی که حضرت امام (ره) سُکان را به دست گرفت ؛ آرمانها مشخص است و کسی نیست که این آرمانها را نشناسد .
سحام: این آرمانها را مختصراً بیان فرمائید ؟
حرکت از یک جامعه غیر اسلامی به طرف یک جامعه اسلامی با قرائت حضرت امام (ره) ، رفتن به سمت عدالت ، پیروی از بزرگان دین ( ائمه اطهار(ع) و پیامبر (ص)) ، پاک کردن جامعه از نا عفتی ها و کارهای حرام ، دستیابی به استقلال ملی . آن زمان منابع ملی ، را به مفت می بردند ؛ الان به اعتراض می گویند نفت شده 100 دلار و درآمدهای ارزی دولت زیاد شده ؛ اینکه خوب است ! باید این حساب را بکنیم که این 100 دلار تفاوت قیمت دیروز و امروز نیست؛ تفاوت قیمتی است که ناشی از حرکت حضرت امام (ره) و حرکتهایی بوده که در سایر کشور ها بوجود آمده که آری نفت تان را مُفت نفروشید ، مجبورند نفت تان را بخرند ؛ همه را نفروشید ؛ ذخیره کنید برای آیندگان . این حرکتها دنبال این بود که عدالت اجتماعی برقرار شود؛ حالا ایرانی وجود دارد و دیگران می دانند که این کشور دارد برای یک حقانیتی تلاش می کند ، می دانند که ما پشتیبان ملت های مظلوم هستیم و روی پای خود ایستاده ایم .
سحام: لطفاً توضیح دهید که حزب اعتماد ملی چگونه می خواهد این آرمانها را محقق سازد؟
واقعیت این است که ما امروز بعد از 27 سال با کمبود ها ، نبود ها و عدم تحقق همان آرمانها مواجه هستیم . با توجه به این واقعیت سختی های زیادی تحمل شد و تلاشهای فراوانی بعمل آمد تا اینکه حزب به اینجا رسید ما باید افرادی را جمع می کردیم که نسبت به آنها اعتماد کامل می داشتیم و آن افراد باید علاقه مند به اصول و مبانی حزب می بودند ، حالا اینها دور هم جمع شدند و مرامنامه و اساسنامه را نوشتیم . مردم باید بدانند کار ما چه هست ما باید مردم را آگاه کنیم که آرمانهای ما چه هست . مشکلات جامعه ما معلوم است و آنقدر گفته شده که به نوعی ملکه ذهن همه شده است . می توانم سوال شما را اینطور مطرح کنم
سحام : " آیا ما می توانیم بر این مشکلات غلبه کنیم ؟"
من در جواب صریحاً می گویم "بله" . ما دومین کشور نفت خیز جهان هستیم و 150 میلیارد بشکه ذخیره نفتی کشف شده داریم ـ اخیراً وزارت نفت اعلام کرد که یک میدان نفتی با ذخیره 18 میلیارد بشکه کشف شده است ـ این امکانات البته وجود داشته و بالقوه است ؛ میلیون ها نفر فارغ التحصیل دانشگاه داریم ؛ دو هزار کیلومتر راههای آبی داریم ، زیر بناهای برق و... بسیار زیاد است در عین حال امکاناتی داریم که هنوز از آنها استفاده نمی کنیم بعنوان مثال : ما 51 میلیون هکتار زمین کشاورزی داریم که به زحمت از 21 میلیون آن بهره برداری می کنیم . ما با توجه به شناخت مشکلات و با توجه به اینکه امکانات لازم را در کشور برای رسیدن به اهداف عالیه داریم ـ حداقل از نگاه اقتصادی ـ می توانیم بر مشکلات فائق آییم وبه بعضی از اهدافمان برسیم ، به ریشه کنی فقر و جهل می توانیم دست پیدا کنیم یا اینکه هم پای اقتصاد جهانی باشیم . اما واضح است آنچه سوخته و از بین رفته ، قابل بازیافت نیست وقتی که بیماری قند به بدن شما لطمه زد دیگر نمی توانی به حالت اوّل برگردی ولی می توانی سُرعَتَش را کُند کُنی و یا حتی متوقفش کُنی . ما زمان را از دست دادیم و دلایلش را هم می دانید البته
نمی توان تنها دولت را هم مقصر دانست ؛ من معتقد نیستم که در یک کشوری مثل ایران باید هزینه های عمومی دولت را از مالیات اصناف و پیشه وران جزء و یا مزد و حقوق بگیران بگیریم . چه دلیلی دارد که دولت 5 میلیارد یورو مالیات از دستمزد بگیران و حقوق بگیران دریافت کند ؟!
می توانیم با مُعاف کردن این اقشار و صرف نظر کردن از این مقدار درآمد برای دولت چند تا کار خوب انجام دهیم ؛ اول : درآمد قابل تصرف اقشار با دستمزد ثابت بیشتر شود . دوم : کاغذ بازی در کشور به شدت کاهش می یابد . سوم : وقتی درآمد قابل تصرف افراد بیشتر شد هر چند مقدار مصرفشان ، هم بیشتر می شود ولی پس اندازشان هم بیشتر می شود لذا امکانات سرمایه گذاری از محل این پس اندازها افزایش می یابد و نیاز به چاپ اسکناس بدون پشتوانه کم تر می شود . یک ضرب المثل چینی می گوید « ماهی نده ، ماهی گیری یاد بده » من این را فراتر از این برده ام ، بلاخره اگر ماهی گیری یاد بدهی و همه بروند ماهی بگیرند یک وقتی می رسد که ماهی ها تمام می شوند ؛ پس پیشنهاد می کنم « پرورش ماهی یاد بدهیم » لذا ما باید برویم به طرفی که در یک دوره کوتاه مدت فرد را حمایت و در عین حال توانمندش کنیم که هر کسی کار خودش را به بهترین نحو انجام بدهد من این را می گویم لایق پروری ـ دیگران می گویند اقتصاد انسان محوری ـ . ببینید ما این همه خیاط داریم ولی نمی توانیم به خارج لباس صادر کنیم چه اشکالی دارد به مردم یاد بدهیم که لباس بدوزند و به خارج صادر کنند .
چه اشکالی دارد که ما نانی بپزیم که ضایعات نداشته باشد و در عین حال ماشینی هم نباشد و ... وزارت کار باید برای توانمند ساختن این دسته از افراد بکوشد و یک عده ای هم در سطح دانشگاهها باید راه حل ها را پیدا کنند . ما به تدریج پیشرفت کرده ایم و بعد از انقلاب توانسته ایم از بین 3500 دانشگاه ، رتبه 539 را بدست آوریم و در میان 10 درصد بالای دنیا قرار گیریم . من حمایت از زنان سرپرست خانوار را برای تأمین حداقل زندگی ـ حداقل تا زمانی که برسند به مرحله ماهی گیری ـ ضروری می دانم . ما فعلاً "ماهی هم به آنها نمی دهیم " و خیلی از آنها در فقر مطلق زندگی می کنند به عنوان مثال مردی از دنیا می رود در حالیکه زن و سه دختر از او باقی می مانند زن که تا حالا خانه داری می کرده از فردا صبح نمی داند چه کند و هیچ منبع درآمدی هم ندارد واقعاً چه کار کند؟ ! بر طرح های بازنشستگی مادام العمر تاکید می کنم نباید یتیم به محض اینکه 18 ساله شد پرداخت بازنشستگی پدرش قطع شود زیرا این دختر یا پسر که 18 سالشان هم شده ، شغلی ندارند . یک زن تنها هزینه های دانشگاه فرزندش را از کجا تامین کند ؟!
از طرف دیگر باید امر خصوصی سازی و واگذاری سهام را تصحیح کنیم و سرعت بدهیم این واگذاریها با آنچه منظور برنامه بوده ، تفاوت می کند و به نظر من راه اشتباه است . واگذاری دارایی های دولت را باید تسریع و تصحیح کنیم . از اول سال 86 تا حالا چقدر واگذار شده ؟! نباید بگویند ما « مجتمع فولاد مبارکه » را خصوصی سازی کردیم زیرا به زحمت 20 درصد آن را خصوصی کرده اند 80 درصد باقی مانده، در دست دولت است . حجم بورس ما به لحاظ اعداد و ارقام رشد داشته ولی چقدر آن سهام شناور قابل مبادله است . تعامل منصفانه با جامعه جهانی داشته باشیم همراه با حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور و محفوظ داشتن اهداف انقلاب اسلامی . ما با برخی از کشور ها اصلا نمی توانیم تعامل داشته باشیم ولی با گروهی دیگر که به مرور خودشان را اصلاح می کنند؛ تعامل داریم . ما زمان صدام نمی توانستیم با رژیم بعث عراق تعامل داشته باشیم این طبیعی بود ولی با اصلاح شدن رژیم ها می توانیم روابط را مجدداً برقرار کنیم. من تأکید خواهم کرد بر افزایش بهروه وری امکانات کشور و توسعه امکانات بالفعل کشور . در سال 1351 ، ما 19 میلیون هکتار جنگل داشته ایم در حالیکه فعلاً به 4/12 میلیون کاهش یافته است یعنی به جای اینکه جنگلهایمان را توسعه بدهیم داریم آنها را از بین می بریم . از آن 4/12 میلیون هکتار هم تنها 3 میلیون هکتار تجارتی است و بقیه جنگلهایی است که از بین می رود و ما از آن استفاده نمی کنیم . حتماً باید نظامهای کنترلی مان را تقویت کنیم ، مبارزه با فساد و رانت خواری باید خیلی جدی شود . ما باید یک سازمان مبارزه با فساد داشته باشیم. البته در حال حاضر دیوان محاسبات ، سازمان بازرسی کل کشور ، سازمان حسابرسی و وزارت اطلاعات فعال هستند ؛ ولی اینها بیشتر موردی رسیدگی می کنند . ما باید مبارزه با فساد را نهادینه کنیم و فرهنگ سازی کنیم . خود فرد احساس کند که پُشت این میز که نشسته خدمت گذار مردم است . باید بتوانیم برای آحاد مردم امکانات مساوی فراهم کنیم مثلاً اگر دانشگاهی می خواهد عضو هیآت علمی جذب کند باید اطلاع رسانی کند تا همه آنهایی که حائز شرایط هستند بتوانند از این فرصت بهره مند شوند . من با انتصابات از طریق روابط به جزء در مواردی خاص کاملاً مخالفم ؛ باید شایسته سالاری و لایق سالاری برقرار شود . گسترش خصوصی سازی را باید دنبال کنیم ؛ طبیعتاً موافقم با کاهش تصدی گری دولت هر چند زمان خواهد برد ولی هرچه زودتر شروع کنیم ؛ بهتر است .
مطالعات ما نشان می دهد که دولت بزرگتر شده با اینکه در تمام دنیا دولتها بزرگتر می شوند اما در ایران با تخصیص بهینه منابع می توانیم از رشد بی رویه تصدی گری دولت جلوگیری کنیم . نرخ سرمایه گذاری مؤکداً باید افزایش یابد . به عنوان مثال : کارگاهها در حال حاضر 30 درصد حقوق هر یک از کارکنان خود را به عنوان بیمه می پردازند از این مبلغ 7 درصد سهم کارمند و کارگر و بقیه سهم کارفرما است . فکر کنید از فردا بگوییم "بازنشستگی همگانی ملی"؛ هر کس از فردا به دنیا می آید تا روزی که می میرد طرح بازنشستگی برایش بوجود بیاید در نتیجه این 30 درصد اخیر تبدیل به پس انداز بسیار خوبی برای آنها می شود و علاوه بر این از کاغذ بازی بیمه ای در کشور بشدت می کاهد؛ کارفرما 23 درصد نمی دهد یعنی اگر ما فرض کنیم 25 درصد هزینه دستمزد کالاهایمان باشد 23 درصد از آن کاهش پیدا می کند در نتیجه می تواند به خوبی قیمت تمام شده و قیمت فروشش را پائین بیاورد . کارمند و کارگر نیز 7 درصد را نمی دهند و در نتیجه هم سطح زندگی شان بالا می آید و هم پس اندازشان بیشتر می شود ، این پس اندازها نرخ سرمایه گذاری را افزایش می دهد؛ هرچند مشکل این است که دولت نمی داند یا نمی گوید که کجا باید سرمایه گذاری انجام شود . سرمایه گذاری بخش خصوصی هم نمی داند کجا می تواند سرمایه گذاری کند اگر از من هم که معلم دانشگاه هستم بپرسند کجا سرمایه گذاری کنیم چهار زمینه را بیشتر نمی توانم معرفی کنم که عبارتند از : ارز ، طلا ، بورس و زمین . در حالیکه مجموعه دولت موظف است زمینه های سرمایه گذاری را به مردم معرفی کند . دولت باید بتواند طرح های مطالعه شده ای را به سرمایه گذاران ارائه و از آنها حمایت کند .
تقویت فرهنگ صرفه جویی ، جلوگیری از اسراف ، حفظ و تقویت نظام آزادی های مشروع ، جلوگیری از تورم های اخلال زا ، کاهش نرخ بیکاری ، افزایش نرخ رشد اقتصادی برای همپایی با کشور های دیگر از جمله اینها است .
مثالی بزنم عربستان سعودی 330 میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد در حالیکه ما 30 میلیارد دلار داریم ـ 10 برابر کمتر ـ چطور ما می خواهیم 20 سال دیگر به آنها برسیم آنها اگر فقط ارزهایشان را در سراسر دنیا سرمایه گذاری کنند ؛ درآمد عمده ای نصیب شان خواهد شد .
سحام: علاوه بر این نفت هم که دارند !!
من قطعاً با برخی بازنشستگی های زود هنگام مخالفم زیرا امکان بهره مندی از دانش و تجربه سرمایه های انسانی را کاهش می دهد . اسلامی کردن فضای اقتصاد کشور ، کار با برنامه جهت تحقق اهداف . زمانی که جناب آقای کروبی رئیس مجلس بودند برای چشم انداز 20 ساله کشور ـ که آن زمان در دست تهیه بود ـ و همچنین برنامه چهارم ، پیشنهادهای مفصلی توسط معظم له ارائه شد ـ که جناب آقای خاتمی به دولت دستور دادند که در برنامه ها لحاظ گردد ـ یکی از صحبت های ما در آنجا این بود که توان کشور را نباید « دست کم » بگیریم ؛ آنهایی که مثلاً می ترسند از حمله نظامی آمریکا ، کشور را دست کم گرفته اند و الا مثل حضرت امام (ره) از این حمله ها نمی ترسیدند و جور دیگری فکر می کردند . من بر توانمند سازی و ایستادگی در مقابل نظام ظالم جهانی ـ از طرف هر بیگانه ای که می خواهد باشد ـ تاکید دارم . ما باید به ملت های تحت ظلم و ستم کمک کنیم .
از لحاظ اقتصادی هم باید درآمد اقشار ـ مخصوصاً مزد و حقوق بگیران ـ را با ایجاد فرصت های سرمایه گذاری با بازده بالا افزایش دهیم . ما باید راههای استفاده موثر از پس اندازهایشان را بگوییم . در حال حاضر نمی توانیم زیرا فقط بانک ها را داریم که میلیون ها نفر پس اندازشان را در بانک سپرده ( سرمایه گذاری ) می کنند که تنها 5/15 درصد سود می دهند . اوراق مشارکت هم ـ با همه امتیازاتی که برایش قایل شده اند ـ حداکثر 2/16 درصد سود دارند که با تورم تقریباً برابر است بنابراین ما باید به مردم یاد بدهیم که چه کارهای دیگری می توانند با پس اندازهایشان انجام بدهند .
سحام: آقای دکتر تحقق این اهداف عملیاتی مستلزم وجود منابع و روشها است ؛ لطفاً توضیح بفرمائید که وقتی می گوئید منابع مالیاتی دولت حذف شود از کجا و چگونه می توان آن را جایگزین کرد ؟ یا توسعه امکانات بالقوه کشور با چه روشهایی امکان پذیر است ؟ یا اینکه چطور می شود بهره وری را که در طول سالهای سال مرتباً کاهش پیدا کرده است افزایش داد ؟
من یکی دو رقم را به عنوان ارقام سنتی عرض می کنم . ارزش دارایی های شرکت های دولتی ما بالغ بر 500 میلیارد یورو است اگر بتوانیم 5 درصد بهره وری آنها را بالا ببریم حدود 25 میلیارد یورو عاید دولت خواهد شد .
سحام: چگونه می توان به 5 درصد بهره وری در بخش شرکت های دولتی دست پیدا کرد ؟
با مدیریت قوی ، بهره مندی از کارکنان اجرایی قوی ، باید بتوانیم آنها را به کار بگیریم صحبت من هم همین است که آیا فلان آدمی که در رأس یک سازمان صنعتی بسیار بزرگ قرار گرفته است ؛ توانمندی اداره آن را دارد ؟! منظورم زیر مجموعه های وزارت صنایع است . آیا توانمندی آن را دارد که بهره وری را بالا ببرد ؟ یکی از اشکالات ما این بوده که افرادی را برای این بخش های حساس انتخاب کرده ایم که سطح دانش و تجربه آنها کافی نبوده است و بعد از انتصاب می خواهند بروند درس بخوانند و دکتری بگیرند . طبیعتاً ما با این مخالفیم . آقا اول برو درس بخوان ، بعد بیا وزیر شو . آقا برو درسَت را بخوان بعد بیا ومعاون وزیر شو . یک مشکل این است که اول می خواهند وزیر و معاون وزیر شوند بعد بیایند درسشان را تکمیل کنند ؟! معلوم است که نمی توانند دو کار را با هم انجام دهند ؛ ببخشید که من با این صراحت صحبت می کنم به نظر من هیئت محترم دولت یا مجلس ـ از این به بعد ـ باید بگوید هر کس مشاغل بالای اجرایی دارد همزمان حق ادامه تحصیل ندارد . ولی برعکس فرضاً مصوبه گذاشتیم که مدیران بدون کنکور هم می توانند وارد دانشگاه شوند و ادامه تحصیل بدهند . معلوم است که وقتی می خواهد درس بخواند از کار اصلی اش عقب می ماند . خیلی ها فکر می کنند دزدی ، تنها نوع فساد است ، اینکه من توانمندی انجام یک شغلی را نداشته باشم و بروم آن را تصدی کُنم این هم نوعی فساد است . به نظر من عمق مطلب افزایش بهره وری مدیریت خواهد بود بویژه مدیریت بر نیروی انسانی و دارایی های فیزیکی . من یک مثال دیگر بزنم ؛ عرض کردم که ما بالقوه 51 میلیون هکتار زمین کشاورزی داریم که الان از حدود 20 میلیون هکتار آن را بهره برداری می کنیم و 13میلیون هکتار از آن نیز با هزینه جزئی قابل بهره برداری می شود البته برای 18 میلیون هکتار بقیه باید هزینه زیاد کنیم . خُب این 13 میلیون هکتار را می توان وارد مدار تولید کرد؛ پول که داریم ، ارزهایمان در بانکهای خارجی است با نرخ سود « شندر غاز » و نیروی انسانی هم داریم .
سحام: یعنی شما فکر می کنید علت اینکه این 13 میلیون هکتار وارد چرخه تولید نشده نخواستن کارگزاران ارشد است ؟
نمی توانم این را بگویم چون این اتهام سنگینی است ولی بالاخره یک وقتی باید این اتفاق بیفتاد . من یک مثال دیگر در این ارتباط عرض می کنم . اوایل انقلاب " وزارت صنایع و معادن " داشتیم ، گفتند که باید وزارتخانه هایمان را تفکیک کنیم به " وزارت صنایع " و
"وزارت معادن" ، این کار را کردند؛ طولی نکشید گفتند " وزارت صنایع " خیلی بزرگ است بیایید به دو وزارت خانه تفکیکش کنیم . " وزارت صنایع سنگین " و " وزارت صنایع سبک " ، این کار را کردند ؛ چند سال بعد هم پشیمان شدند و گفتند دو تا را یکی کنیم؛ دوباره آمدند جمعش کردند ، بعد آمدند گفتند معادن هم صنعت است دیگه! وزارت معادن و فلزات می خواهیم برای چی ؟ وزارتخانه های " معادن و فلزات " و " صنایع" را هم ادغام کردند. شما محاسبه کنید در این تفکیک ها تعداد مدیر کل ها و کارشناس هایی که اضافه شدند یا بعد از مدتی از جرگه صنعت بیرون رفتند چه گرفتاریهایی را گریبان گیر صنعت گران و تولید کنندگان بخش خصوصی و دولتی کشور کردند تا بتوانند خودشان را با شرایط جدید تطبیق دهند . در مورد کشاورزی هم ، من نظرم این است چه اشکالی داشت یک " وزارت جهاد سازندگی " داشته باشیم یک"وزارت کشاورزی " ؟! شما میزان مراتع یا جنگلها ی کشور را حساب کنید ؛ میزان زمینهای کشاورزی را حساب کنید اینها هر کدامشان یک دریایی است ولی همه را می سپاریم به یک معاون وزیر ؛ وقتی نمی تواند انجام دهد یک نفر دیگر را کنار او قرار می دهیم . او هم می آید ولی نمی تواند کارها را درست انجام دهد بعد می بینیم نصف جنگلهایمان آتش گرفته !! شما میزان جنگلهای آتش گرفته سال 85 را محاسبه کنید و ببینید به چه رقمی می رسید؟! بنابراین من اعتقادم بر این است که ما بهره وری را باید جدی بگیریم.
من اشاره می کنم به فرمایشات حضرت امام (ره) فرمودند که : «نگوئید نمی توانیم ، می توانیم ؛ باورتان باشد که می توانیم .» بنابراین آنهایی که از عهده کارشان برنمی آیند بروند کنار . امروز اگر کار سنگینی را به من احاله کنند من قبول نمی کنم چون ممکن است متناسب با سن من نباشد ولی در طرف مقابل ممکن است فردی که سن کمی هم داشته باشد به محض اینکه شغلی به او پیشنهاد شود ؛ فوری قبول کند ؛ بدون اینکه تحصیلات و تجربه اش را داشته باشد؛ بدون اینکه فکر کند که این دو تا کلمه خواندن و دکتری گرفتن نیست !! باید در بوته زمان آب دیده شد و چَکُش خورد !
سحام: شما یکی از مشاوران و مطرح کنندگان شعار«هر ایرانی بالای 18 سال ، ماهیانه حداقل 50 هزار تومان» در انتخابات ریاست جمهوری نهم بودید؛ لطفاً بفرمائید پایه نظری این شعار چه بوده است؟!
ذات طرح را به جناب آقای کروبی نسبت بدهید ؛ سفرهای شهرستانی ایشان ـ هنگامیکه رئیس مجلس ششم بودند ـ انجام می شد به همین دلیل هم ، من سفرهای استانی آقای احمدی نژاد را تائید می کنم و آن روز هم موافق بودم که جناب آقایان خاتمی، کروبی و هاشمی شاهرودی به عنوان روسای سه قوه وقتی به شهرستانها تشریف می برند یک ذره متن مردم را می بینند . آن ساختمانها و خانه ها می تواند نشان دهنده این باشد که ما تا چه قدر آبادانی داریم ، تا چه حد ویرانی داریم که باید آبادش کنیم ـ از طرفی مراجعه مردم به مجلس و جناب آقای کروبی هم بسیار زیاد بود و اغلب آنها هم تقاضای کمک های نقدی داشتند و یا دنبال شغل می گشتند. مسئولان استانها و شهرستانها هم خواسته هایشان بیشتر عمران شهر یا استان بود.
حاج آقا کروبی هم حساسیت داشتند که به تقاضاهای مردم توجه شود . یک تشکیلات کوچکی بود در دفتر رئیس مجلس آن زمان که نامه ها در آنجا طبقه بندی می شد . خیلی ها نیازمندی مالی داشتند ولی مسئله عمده اشتغال بود. شما فکر کنید وقتی 50 هزار نفر برای 100 هزار تومان به آدم مراجعه کنند ؛ چگونه می شود به آنها پاسخ داد . در نتیجه یکی از دغدغه های فکری ما بود. مخصوصاً من به آن ضرب المثل معروف چینی که در ابتدای مصاحبه عرض کردم ، اشاره می کردم که اگر قرار باشد و بخواهیم به همه اینها کمک مادی بدهیم باید یک ردیف بودجه ای داشته باشیم و نمی توانیم به یکی بدهیم و به دیگری ندهیم ، نمی دانیم کسی که درخواست می کند چقدر راست می گوید؟! اگر از بین این افرادی که می آیند تنها 20 درصد نیازمند واقعی باشند و ما نیازمندیهایشان را برطرف نکنیم به مردم پاسخگو نبوده ایم. و همین طور ما اگر بخواهیم به اینها ماهی گیری یاد دهیم بالاخره باید یک حوضچه های ماهی وجود داشته باشد که اینها بروند ماهی گیری کنند همه که نمی توانند بروند کنار دریا ماهیگیری کنند!! ضمن اینکه بعضی ها علی رغم اینکه تلاششان را می کنند زندگی اشان نمی چرخد یعنی زیر خط فقر هستند؛ بنابراین باید کمکشان کنیم تا حداقل هم سطح خط فقر شوند ؛ با عنایت به این که اگر خط فقر امروز 500 هزار تومان است سال بعد می شود 550 هزار تومان . یعنی خط فقر نمی ایستد که درآمد همه را بیاوریم تا 500 هزار تومان ، بعد برود بالا . اتوماتیک خودش با ساختارهای اقتصادی کشور افزایش پیدا می کند . بنابراین ما مسئله پرورش ماهی را هم یاد دادیم البته به عنوان مثال و مصداق عرض می کنم . امروز یک کمی مطلب را باز می کنم .
ما بایستی یک برنامه کوتاه مدت می داشتیم که طی آن فاصله های فقر را پر کنیم . یک برنامه میان مدت می داشتیم تا آنهایی که فاصله فقرشان پرشده یک کم پس اندازشان بیشتر شود و بعد آنقدر آن پس اندازها سرمایه گذاری شده باشد که دیگر به دولت نیاز نداشته باشند سوال این بود "برنامه کوتاه مدت را از کجا آغاز کنیم ؟!" که رسیدیم به این امکانات بی بدیلی که کشور دارد و من همچنان اصرار دارم که کسی نمی تواند این امکانات را انکار کند . ما 150 میلیارد بشکه ذخیره نفت کشف شده داریم ، 51 میلیون هکتار زمین کشاورزی داریم ، 4/12 میلیون هکتار جنگل داریم ؛ چند میلیون هکتار مرتع داریم ؛ در پرورش دام تقریباً خود کفا هستیم . تعداد زیادی تحصیل کرده داریم ؛ تعداد زیادی دانشجو داریم؛ به آب دریاها از شمال و جنوب کشور دسترسی داریم ؛ حالا با داشتن اینها ما چه باید کنیم ؟ پیشنهاد اول ما این بود که ماهیانه 50 هزار تومان به مردم بدهیم . اول هم برنامه ما این بود که از بدو تولد تا زمان فوت باشد تا تعداد زیادی در مرحله اول از فقر مطلق نجات پیدا کنند . این امکانات طی زمان های طولانی و برای تمام نسل ها بوجود آمده است ؛ نسل های گذشته که محروم ماندند ؛ حداقل این نسل را محروم نکنیم و برای نسل های آینده هم باقی بگذاریم و به این ترتیب رسیدیم به این 50 هزار تومان . آن موقع بسیار هم حرف و حدیث بود که به عنوان شعار تبلیغاتی مطرح کنیم یا نه ؟! مردم چه خواهند گفت ؟! بالاخره حاج آقا تصمیم گرقتند این مطلب را اعلام کنند . شما سوال می کنید که " آیا منبع تأمینش را داریم یا نه ؟ " و من می گویم " داریم " . آن موقع ما حساب می کردیم که اگر بخواهیم این مبلغ را ماهیانه به افراد بالای 18 سال بپردازیم سالیانه 25 میلیارد دلار نیاز داشتیم که می خواستیم یک مقدارش از محل صرفه جویی ها تامین شود ، یک مقدارش از محل سوبسیدهایی که با پرداخت این 50 هزار تومان دیگر ضرورت نداشت ، تامین شود و یک مقدار دیگرش با افزایش بهره وری. آن موقع پیش بینی می کردیم قیمت نفت افزایش خواهد یافت ـ البته نه تا 100 دلار در هر بشکه !!! ـ ما در برنامه چهارم در مجلس به این نتیجه رسیده بودیم که امکانات کشور" دست کم" گرفته شده است و اطمینان داشتیم که این کار امکان پذیر خواهد بود در عین حال ارزش شرکت های دولتی ـ براساس برآورد بنده ـ500 میلیارد یورو بود ؛ قاعدتاً وزارت امور اقتصادی و دارایی باید این رقم را به ما اعلام کند ولی هنوز کسی روی رقم من اعتراض نکرده ، من هم رقمم را از طریق تراز نامه تلفیقی شرکتهای دولتی و با محاسبه آمارهای بورس و افزایش قیمت ها بدست آورده بودم . از این 500 میلیارد یورو ، 100 میلیاردش مثلاً بابت بدهی دولت به بانکها و غیره باشد ؛ بنابراین اگر می خواستیم از همین محل سالانه 25 میلیارد یورو بپردازیم تا شانزده سال می توانستیم منابع مورد نیاز را تامین کنیم ضمن اینکه امکانات در آینده افزایش پیدا می کرد بویژه با این درآمدهای نفتی که دارد نصیب کشور می شود . ولی منتقدین خیلی توجه نفرمودند. وقتی مردم به جای اینکه مالیات بدهند؛ 50 هزار تومان هم ماهیانه دریافت می کردند؛ پس درآمد قابل تصرفشان به آن اندازه افزایش پیدا می کرد که پس اندازشان هم افزایش یابد و سرمایه گذاری کنند .
این شرایط هر دولتی را تحت فشار قرار می دهد که برای ملتش فرصت سرمایه گذاری ایجاد کند ؛ زیرا بانکها دیگر کشش جذب نقدینه ها را نمی داشتند. لذا باید بازار سرمایه قوی می شد . حالا آنهایی که می خواهند واگذاری انجام دهند ، می گویند: در بازار پول نیست که ما واگذار کنیم . پس ما یک معضل اقتصادی دیگر را حل کرده بودیم . می گفتند : 50 هزار تومان تورم می آورد . اگر ما امکانات سرمایه گذاری را برایشان فراهم می کردیم چه تورمی بوجود می آمد ؟ بله ، چه تورمی بوجود می آمد اگر ما درست سرمایه گذاری های مردم را هدایت می کردیم؟!!
سحام: این سرمایه گذاری چگونه می خواست هدایت شود؟
مردم باید دولت را تحت فشار قرار دهند تا آنها را برای سرمایه گذاری راهنمایی کند در حال حاضر چهار محل برای سرمایه گذاری بیشتر نداریم : طلا ، ارز ، سهام و ملک . در حالیکه ما زمینه های زیادی برای سرمایه گذاری های کلان داریم . به طور مثال هنگام تاسیس بانک های خصوصی ، خیلی ها ـ اقتصاد دان های بزرگ و دولت ـ می گفتند چه طور می خواهید اینهمه پول از مردم جمع کنید ؟ اما تنها در روز اول پذیره نویسی ، پول ها جمع شد ؛ پس در جامعه امکانات بالقوه سرمایه گذاری وجود دارد ! جایی که باید سرمایه گذاری کنیم وجود ندارد این وظیفه دولتهاست . مشخصاً این کار را باید سازمان مدیریت و برنامه ریزی ، وزارت صنایع ، وزارت اقتصاد ، وزارت جهاد کشاورزی و وزارت بهداشت به عنوان وزارتخانه های تولیدی انجام دهند . ما از وزارت امور خارجه انتظار داریم بررسی کند چه فرصت های نوینی در دنیا ایجاد می شود و تلاش کنند دانش را از طریق مجاری سیاسی وارد کشور کنند هرچند اخیراً رایزنی های اقتصادی در خارج دایر می کنیم ؛ ما می توانیم به این ترتیب در کوتاه مدت مشکلات فوری را حل کنیم و برویم به طرف مسائل میان مدت .
سحام: آیا نکته روشن کننده دیگری هم هست؟
آن موقع می پرسیدند شما 50 هزار تومان را چه طور می خواهید بدهید ؟ بعد می گفتند اگر این را در قالب سهام به مردم بدهید و مردم بخواهند آن را بفروشند چه کسی سهام آنها را خواهد خرید؟ یعنی می تواند قابلیت نقد شدن نداشته باشد ؟! اینها همه اش طراحی شده بود ؛ فکرمان این بود که شرکت های سرمایه گذاری ملی بسیار بزرگ درست کنیم . حالا من نمی دانم آیا " سهام عدالت " و "سرمایه گذاری استانها" که درست کردند در همان چارچوب بود یا نه ؟! چون آن موقع ها ما قسمتی از طرح را اعلام کردیم و برای ارائه بقیّه طرح فرصتی دست نداد.
همانطور که می دانید عمده درآمد دولت هادر ایران از محل فروش منابع طبیعی و خام ـ بویژه نفت ـ تأمین می شود یا به تعبیردیگر دولت از محل "رانت " منابع خود را تامین می کند و چون "دولت" از این نظر متکی به " ملت " نیست ؛ خود به خود پاسخ گویی به مردم جدی گرفته نمی شود ؛ به نظر شما پرداخت مستقیم یارانه ها به مردم می تواند دسترسی مستقیم دولت را به درآمدهای عظیم رانتی کاهش داده و به تدریج نهاد دولت را ـ فارغ از محافظه کار یا اصلاح طلب ـ در برابر مردم فروتن و مطیع سازد؟
بسیار طبیعی است که ما وقتی نفت را می فروشیم و جایگاه خاصی را برای سرمایه گذاری مردم پیش بینی نمی کنیم ؛ محصولاتی نداریم که با صادرات آنها به خارج از کشور ارز به دست آوریم و دوباره بتوانیم ارزهایمان را وارد سرمایه گذاری های موثر و سود آور کنیم و معلوم است یک آدم مبتلا به بیماری قند که باید روزی 20واحد انسولین بزند ، اگر روزی 40 واحد انسولین بزند چه می شود! آنقدر قند خونش می آید پائین که ممکن است از بین برود. وقتی که قیمت نفت زیاد می شود از بیماری هُلندی می ترسیم. ما سازمانهای دولتی زیادی داریم که از گذشته های دور وجود داشته اند؛ اینها خودشان را مسئول در برابر مردم نمی دانند خیلی که بخواهند به فکر مردم باشند؛ یک شرکت تعاونی برای کارمندانشان درست می کنند تا مثلاً پفک نمکی یا 2 کیلو پنیر را بین آنها توزیع کنند. با اینها وضع مردم عوض نمی شود. حداکثر اینکه نور چشمی ها و آنهایی که در موقعیت های خاصی هستند ، بهره مند می شوند و مثلاً مشکل مسکن شان را حل می کنند ولی به این صورت تنها مشکل مسکن ده هزار خانوار حل می شود در حالیکه مشکل پنج میلیون نیازمند دیگر همچنان باقی خواهد ماند. ما چاره ای نداریم جز اینکه امکانات سرمایه گذاری برای مردم درست کنیم .
سحام: دولت چگونه می تواند این کار را انجام دهد؟
وزارتخانه های مربوطه برای شناسایی و معرفی فرصت های سرمایه گذاری به مردم بایستی مراکز تخصصی ایجاد کنند و تعهد کنند در حوزه هایی که مردم و بخش خصوصی قادر به انجام کار هستند ، وارد نشوند می دانید چه تعداد شرکت دولتی هم اکنون به ساخت و ساز مشغولند و سوبسید هم می گیرند ؟! ول کنید !! بگذارید مردم خودشان انجام بدهند . جاهایی مثل وزارت صنایع و معادن باید منشاء ایجاد طرح های سرمایه گذاری برای بخش خصوصی و مردم باشد . این طرح ها هم نباید تبدیل به " رانت " بشوند . باید به طور مداوم و مثلاً ماهیانه همانطور که آمار سایر فعالیت های دولت اعلام می شود طرح های جدید سرمایه گذاری در کشور را به اطلاع همه مردم برسانند .
سحام: یعنی بخش وسیعی از اقتصاد باید در اختیار مردم قرار بگیرد و دولت فقط سیاستگذاری و نظارت داشته باشد؟
دُعا بُکنید !! خود دولت باید مُبدع طرح های سرمایه گذاری باشد چون اطلاعات کافی و دانش لازم در اختیار مردم نیست. شما
می توانید یک پرسش نامه بین اقتصاد دانان مالی کشور توزیع کنید و از آنها بخواهید که صد فرصت سرمایه گذاری را معرفی کنند که بین 1 تا 5 میلیارد تومان نقدینه لازم داشته باشد؛ چند نفر قادر خواهند بود به آن پاسخ دهند!؟ این کارها باید توسط دولت ها انجام شود. این همه کارمند در وزارتخانه ها نشسته اند؛ چه کار می کنند؟!! یک قطعه زمین می خری، چند تا درخت هم در آنجا می کاری و محیط زیست را زیباتر می کنی؛ بعد اجاز دیوار کشی به شما نمی دهند؛ وقتی اجازه احداث دیوار ندهند هر چقدر درختچه بکاری ، بُز می آید می خورد و می رود. ما چه طور می خواهیم محیط زیست مان را درست کنیم. یک نفر زمینی وسط بیابان دارد؛ می خواهد دورش دیوار بکشد؛ چرا باید ممنوع باشد!! خیلی مهم نیست که برویم یک کارخانه پفک نمکی یا سنگ بری ، یا ماکارونی، و کِش و کشک سازی را افتتاح کنیم ؛ مهم این است که زیر بنای افتتاح یک کارخانه را بوجود بیاوریم. من خوشحال نمی شوم که آقای وزیر تشریف می برند مثلاً یک کارخانه ماکارونی را افتتاح می کنند زیرا درد اشتغال و تولید ناخالص ملی را دوا نخواهد کرد و این متاسفانه مشمول همه بخش های دولت است.
سحام: به نظر شما مهمترین انتقاد به دولت نهم چیست؟
اول این است که نمی تواند از خودش خوب دفاع کند . خیلی از انتصاب های آقای احمدی نژاد را به خاطر جوان گرایی زیر سوال می برند . ولی هیچ وقت ایشان نرفته ببیند که متوسط سنی وزراء در کشورهای دیگر چقدر است؟ یا متوسط سنی وزراء در کابینه های قبلی چقدر بوده؟ دومین انتقادی که می توانم داشته باشم این است که سخنان اطرافیانش هم جهت نیست؛ آمارهای متفاوتی راجع به نرخ تورم اعلام می شود. و سوم هم این که خودش می داند که ظرفیت کشور خیلی بالاتر از این حرفها است ولی اطرافیان ـ مخصوصاً وزرایش ـ این اعتقاد را ندارند. بعضی از انتقاد ها را هم نمی توان به خود ایشان وارد کرد؛ برای اینکه دیگران معمولاً آدم را در معرض تنش می اندازند؛ مثلاً من نمی خواهم با شما دعوا کنم ولی من را با شما به جان همدیگر می اندازند. البته مسائل هسته ای در دولت جناب آقای دکتر احمدی نژاد خیلی کُندی در کارها ایجاد کرد و نقد ها را به این حوزه کشاند . البته قطعاً ایشان به عنوان یک مسلمان، یک ایرانی و کسی که 17 میلیون رأی مردم را بدست آورده و مورد تایید مقام معظم رهبری هم هست، دلش بیشتر از من برای کشور می سوزد.
سحام: آقای دکتر گرانی و تورم معضلی است که امروز مردم خیلی از آن می نالند دولت قبلاً نمی پذیرفت و حالا هم که تورم را قبول کرده آن را « تورم انتظاری » می نامد که با توطئه مجموعه ای از عوامل پنهان و خارج از دولت ایجاد شده است . ولی واقعیت این است که افزایش درآمدهای ناشی از فروش نفت طی دو و نیم سال گذشته ، بی محابا به بودجه کشور تزریق شد و از سال 84 تاکنون ما با رشد خیلی زیاد و بی سابقه نقدینگی در طول تاریخ مالی کشورمان مواجه بوده ایم به گونه ای که تزریق پول ـ یا شبه پول ـ در طول این مدت بیش از 150 درصد رشد را پشت سر گذاشته و از 160 میلیارد دلار هم تجاوز کرده است؛ بسیاری از کارشناسان بر آنند که علت اصلی گرانی ها ، همین رشد شدید نقدینگی بوده؛ که البته ناعادلانه هم توزیع شده است و مردم عادی از آن نصیب چندانی نبرده اند، نظر شما چیست ؟
با این پولهای نفت ، هم باید یک امکانات زیربنایی فراهم کنیم و هم باید سرمایه گذاری کنیم و من یکی از نقایص اقتصادمان را در این می بینم که سالهای سال، پولهایمان و ارزهایمان را به کشور های خارجی بردیم ـ قبل از انقلاب بیشتر و بعد از انقلاب کمتر ـ در حسابهایی گذاشتیم که حتی سود های عادی هم به آنها تعلق نمی گرفت. اگر اشتباه نکنم در همان اوایل انقلاب حدود 10 میلیارد دلار بدون بهره در یکی از بانکهای انگلیس بود و یا به کشور های دیگر بدون بهره قرض می دادیم؛ به عنوان اینکه این کشور ها دوستمان هستند بنابراین نمی شود همه انتقاد ها را به شخص رئیس جمهور منصوب کرد ایشان که نمی تواند به تمام امور جزئی رسیدگی کند. وزارت دارائی باید قاعدتاً فکر کند که پولهای ما در حسابهای خارجی با این نرخ بهره بسیار کم فاسد می شود. چرا ما از این پولها در بازارهای تجارت و سرمایه جهانی استفاده نکردیم. بخش تجارت خارجی ما با داشتن پول کلان در حسابهای خارج از کشور چه پیشنهادهایی داده که دولت از فرصت های بازرگانی خوب استفاده کند. حالا هم این دلار را در داخل می فروشند و تبدیل به ریالش می کنند و این ریال حجم نقدینگی را بالا می برد ، بخش عمده این سرمایه هم سهم واردات
می شود ، البته ثروتمند شدن کشور و زیاد شدن نقدینگی نه تنها اشکالی ندارد بلکه خوب هم هست مشروط بر اینکه از این افزایش درآمدها برای ایجاد درآمدهای آتی استفاده صحیح کنیم. حتی می توانستیم این حجم پول را از طریق یک سیستم توزیع عادلانه، جایگزین یارانه ها کنیم ؛ یک مثال ؛ چند سال پیش در سفری به مسکو برایم مشخص شد که سرمایه گذاری در شرکتهای نفتی بورس مسکو ( سایمکس CIMEX ) برای سایر کشور فرصت بسیار خوبی است ؛ پیشنهادش را هم دادم ولی توجهی نکردند . در همان سال که ما ارزهایمان را در بانکهای خارجی با بهره خیلی کم نگهداری می کردیم بازده شرکتهای نفتی بورس مسکو به 128 درصد رسید ! و ما کمتر از 3 درصد بهره سپرده هایمان را می گرفتیم ؛ یعنی یک تفاوت حدود 125 درصد !
سحام: اگر آقای کروبی در حال حاضر رئیس جمهور بود ؛ مازاد درآمد ناشی از فروش نفت را به جامعه تزریق می کرد؟
نه در این حد ، البته پرداخت ماهیانه 50 هزار تومان سرجایش بود ولی بی محابا تزریق نمی کرد . یکی از اشکالات ما این است که افراد محتاطی ( محافظه کار ) هستیم . مسئولین اجرایی ما خیلی روشنفکرند ولی مملکت را " دست کم " گرفته اند ؛ در نتیجه می ترسند دست به کارهایی که یک ذره مخاطره آمیز باشد بزنند. ما در بورسهای جهانی هیچ نفعی نداریم ، اصلاً سرمایه گذاری نداریم . حداقل در سالهای گذشته این کار را نکردیم. چرا ؟ می توانستند سرمایه گذاری را با خصوصیات خوب و بدش لایحه کنند و از مجلس اجازه بگیرند. به هر حال ما اگر پولمان را در بانک خارجی ای که سهامداران عمده اش صهیونیست ها باشند بگذاریم ؛ کار خوبی نمی کنیم . اصلاً چرا ما نرفتیم ده بانک خارجی بخریم ؛ ممکن است مسئولین سابق بگویند ما رفتیم دنبالش ولی به ما نفروختند . من معتقدم که ذات زیاد شدن ثروت کشور بسیار خوب است و باید به آن ببالیم منتها بایستی از آن حساب شده استفاده کنیم .
سحام: آقای دکتر چرا روند توسعه و پیشرفت کشور ما در مقایسه با سایر کشور های مشابه مثل ترکیه و مالزی به طور چشمگیری کند و آهسته است ؟ در حالیکه ایران از نظر منابع خدادادی بویژه در بخش انرژی و معادن با خیلی از کشور های در حال توسعه قابل مقایسه نیست؟!
من علت این را در کمبود دانش و مدیریت دانش می دانم . هم دولت فعلی و هم دولتهایی که در آینده می آیند سرکار ، باید این نقیصه ای را که از گذشته به ما ارث رسیده برطرف کنند . این چیزی است که مقام معظم رهبری هم مرتباً تاکید می فرمایند . ما بایستی خودمان را در دنیا جلو بیندازیم ؛ ما می توانیم این کار را بکنیم که از لحاظ دانش جلو باشیم . ببینید من وقتی بخواهم کالایی را در کشور تولید کنم که قبلاً در دنیا تولید شده است آن محصول را از من نخواهند خرید من باید به تولید محصولات و ارائه خدماتی بپردازم که دنیا هنوز دست به آنها پیدا نکرده است لذا باید دانش محور شویم . در این خصوص طی سالهای گذشته کوتاهی شده است.
بسیاری از کشور های در حال توسعه باید ابتدا در بخش های زیربنایی و دور بازده سرمایه گذاری های کلانی انجام دهند این موجب فشار بر طبقات ضعیف و متوسط جامعه می شود و سیاست گذاران را با مسئله "عدالت اجتماعی" درگیر می سازد مردم هم "نه" می توانند و "نه" صحیح است که فشار نابرابر را تحمل کنند ، بنابراین دست به اعتراض می زنند و از این جا به بعد دولتمردان بین کاستن از آهنگ پیشرفت و راضی کردن مردم یا اصرار بر پیشرفت سریع و سرکوب معترضان ، باید یکی را انتخاب کنند برای "حزب اعتماد ملی" پیشرفت و توسعه سریع الویت دارد یا عدالت اجتماعی به معنای توزیع نسبتاً عادلانه ثروت ملی؟
به هر حال یکی از اهداف نظام اسلامی عدالت محوری است منتهی واقعیت این است که توسعه معقول ، پایدار و رشد یابنده می تواند بخش عمده ای از نارسایی ها و بی عدالتی ها را کاهش دهد . بنابراین ما باید به هر دو آنها توجه خاصی داشته باشیم .
سحام: ولی در بین سالهای میانی دهه هفتاد که دولت سازندگی خیلی تاکید بر توسعه داشت، کشور با تورم 40 درصدی مواجه شد و همین فریاد اعتراض اقشار ضعیف و متوسط جامعه یا همان مستضعفین را درآورد ؛ آشوب در شهر های مشهد ، اراک و اسلامشهر حاکمیت را مجبور به سرکوب خشونت آمیز کرد و نهایتاً در دوم خرداد 1376 این فریاد های خاموش در انتخاب متمایز مردم خود را نشان داد ؛ فکر نمی کنید دوباره این اتفاقات تکرار شود؟
ببینید تورم خود به خود بوجود نمی آید سیاستهای اقتصادی دولتها ، تورم را ایجاد می کند؛ فکر نکنید تورم ذاتاً بد است امروز ثروت آحاد جامعه و متوسط درآمد سرانه از سال 1356 بیشتر شده است؛ شک نکنید که این مقداری زاییده تورم است. یعنی هر کس یک آپارتمان کوچک در تهران داشته باشد ؛ 100 میلیون تومان پول دارد .
سحام: تورم در اقتصاد مطلوب است یا نامطلوب؟
یک حدی از آن حتماً مطلوب است چون موجب افزایش سرمایه گذاری می شود ، وقتی افسارگسیخته شد ؛ نا مطلوب می شود . بنابراین ما بعضی از چیزها را بد می دانیم که بدواً می توانند بد نباشند .
سحام: نظام پولی و مالی کشورهای در حال توسعه عموماً از عدم شفافیت رنج می برد و فساد زیادی درونش پنهان است. به طور مثال پول شویی یکی از مسائل مبتلا به کشور هایی است که در نظام پولی و مالی شان عدم شفافیت وجود دارد. به نظر شما آیا این اظهار نظر درست است؟ شما چه انتقاد جدی به نظام پولی و مالی کشور دارید؟
ببینید در این قضیه حرف زیاد است ، من اصلاً اعتقاد دارم که ساختار مالی دولت یک ساختار نابهنجار است، من اعتقاد راسخ دارم که باید کشوری می بودیم که از رانت بازارهای جهانی پول، استفاده می کردیم. در حالیکه ما رانت دهنده به بازارهای پولی جهان هستیم. یعنی ما پولهایمان را می بریم توی بانکهای دنیا می گذاریم با نرخهای نازل، و با نرخ های بیشتر از آنها پول می گیریم . در حالیکه ما باید این روند را سالهای سال پیش عوض می کردیم. من اعتقاد ندارم که نظامهای مالی در مملکتمان درست استقرار پیدا کرده اند. می توانم به شما بگویم آنهایی که دارند با این نظامها کار می کنند هم با معایب آن بیگانه نیستند؛ آنها هم معتقدند که ساختار نظامهای مالی بایستی دگرگون شود؛ شاید موقعش را نمی دانند. نظام بانکی ما قطعاً یک نظامی است که حداقل تا چند سال پیش از دهها میلیون نفر پس انداز را می گرفت و به تعداد کمی مثلاً بین 80 هزار نفر 80 درصدش را توزیع می کرد. بنابراین یک چنین نظام بانکی یک نظام جمع آوری پول از پس اندازهای کوچک است و اعطای وامهای بزرگ به سرمایه داران، که بعضاً منافع ملی را هم حفظ نکرده است. داستانهایی مثل 1و2و3 یا همان اختلاس 123 میلیارد تومانی را در گذشته شنیده اید، طبیعی است که این سیستم بانکی نا عادلانه است. با 123 میلیار آن روز ـ اگر برای ایجاد هر شغل 10 میلیون تومان نیاز داشتیم ـ 12300 شغل ایجاد می شد. بنابراین نظام بانکی ما باید بسیار حساس تر و نظارت شده تر باشد. در انگلستان اصطلاحی رایج با نام VFM (یک شیوه حسابرسی) وجود دارد یعنی به ازای پولی که من به تو می دهم آقای دولت تو چه چیزی به من می دهی ، حتی در بخش خصوصی اش. آیا مدیر عامل آن بانک به یکباره متوجه اختلاس 123 میلیارد تومان شد؟ آیا نمی توانست طوری عمل کند که این اتفاق نیفتد در حالیکه آن موقع می توانستیم با 123 میلیارد تومان خیلی از مردم را صاحب شغل یا صاحب خانه کنیم!
سالانه 60 میلیارد دلار ارزِش یارانه هایی است که دولت به اشکال مختلف پرداخت می کند و بخش عمده ای از این یارانه ها ـ مثلاً در بخش انرژی ـ پنهان هستند ؛ بخش دیگری از آن هم تقریباً نیمه پیداست ـ به عنوان مثال یارانه توزیع اقلام اصلی مورد نیاز خانواریا همان کوپن ـ و تنها بخش خیلی کمی از آن به صورت شفاف به مصرف کننده پرداخت می شود و در واقع قسمت اعظم این یارانه ها بوسیله اجزاء دولت و به نیابت از ملت ، صرف تامین نیازهای آنها می شود. به عبارتی دولت نقش قیم را برای ملت در تامین نیازهای یارانه ای ایفا می کند . به نظر شما آیا این یارانه کلان به نتایج مورد نظر منتهی می شود یا نه؟! به سخنی دیگر بهره وری این یارانه ها مطلوب است یا نه ؟! اگر مطلوب نیست ؛ اشکال توزیع یارانه ها ی دولتی در کجاست ؟!
« خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج » این خشت کج را هویدا ـ نخست وزیر رژیم سابق ـ گذاشت . گفت : مملکت پول دارد، نفت دارد پس ما باید موز بخوریم. چون خودمان موز نداریم باید موز وارد کنیم.
سحام: بعد از انقلاب چرا ادامه پیدا کرد ؟
برای اینکه حذف آن کار سختی بود و هست.
سحام: ولی حجم و اندازه اش نسبت به گذشته خیلی بیشتر شده اساساً یارانه های امروز با گذشته قابل مقایسه نیست؟!
ببینید ما این جور در نظر گرفتیم که در مرحله ماهی دادن هستیم ؛ بایستی ماهیگیری یاد می دادیم. واقعیت این است که وقتی درآمد قشر هایی از جامعه بسیار پایین است ، شما نمی توانید به آنها فشار وارد کنید مثلاً تعرفه برق یا آب را به قیمت واقعی و تمام شده محاسبه کنید؛ بایستی در طول زمان ـ البته زمان هرچه کوتاه تر باشد ، بهتر است ـ آنها را برسانی به حدی از درآمد که بتوانند پول برق واقعیشان را بپردازند تا آن موقع می خواهی چه کار کنی؟ می خواهی مردم را به علت اینکه نمی توانند پول برق بدهند به زندان بیندازید ؟
سحام: ابداً ، من نگفتم یارانه را به یکباره قطع کنیم، گفتم چرا اینها مستقیماً به مصرف کننده پرداخت نمی شوند؟
مثلاً چه جوری ؟!
سحام: به جای اینکه پول توسط دولت یا نمایندگان دولت و از خلال یک نظام بوروکراتیک تنبل، چندین مرحله دست به دست شود و دست آخر هم بدون توجه به منافع و ذائقه مصرف کننده صرف خرید کالا یا خدمات بی کیفیت شود و این همه کاغذ بازی و از آن بدتر فساد و تبعیض به بار آورد ، مستقیماً به مردم پرداخت گردد .
خوب این طرحی بود که نام آن " هدفمند کردن یارانه ها است " منتهی مثل سایر قوانین مان مشمول مرور زمان شده است . هدفمند کردن یارانه ها را همه قبول دارند . ببینید ما باید زمان بندی کنیم که تا این زمان ، می خواهیم ماهی بدهیم به مردم ، در این زمان ماهی گیری یادشان می دهیم و از این زمان به بعد به ما مربوط نیست . متأسفانه سالها است که مجلس به اصطلاح وارد این موضوعات نمی شود. مسلماً نوشتن یک چنین لایحه ای طولانی نباید باشد.
سحام: ما یک کشور در حال توسعه هستیم با این حال به جز تهران و چند منطقه دیگر مردم سایر استانها از توسعه نیافتگی بیشتری رنج می برند؛ علت چیست؟ چرا در برخی از نقاط کشور امکانات نسبتاً خوبی وجود دارد ولی مردم در سایر مناطق از کمبود شدید یا نبود امکانات در رنج هستند، اساساً چرا رشد و توسعه کشور، بصورت متوازن نبوده است ؟
از دهه های قبل برنامه ریزی در دنیا بر این اساس بنیان گذاری شد که ببینیم چی داریم . شما وقتی بخواهید یک کارخانه را برنامه ریزی کنید می روید اول می بینید امکاناتی که در اختیار دارید؛ چه هست ؟ ! در دنیا هم این مسئله مطرح شد که هر کشوری چه امکاناتی دارد و این شد LAND RESEARCH که در فارسی هم ترجمه کردند « آمایش سرزمین » من فکر می کنم این کار سالها قبل در سازمان برنامه و بودجه شروع شده و بعد از انقلاب اسلامی هم به حمد اله ادامه پیدا کرد ولی تا امروز نتایج آن را به مردم اعلام نکردند. در حالیکه این یک کار ملی است و نتایجش باید به مردم اعلام شود . آن موقع است که مردم خواهند فهمید چه قدر ثروت در این مملکت وجود دارد . مثلا در شرق ایران جنگل نداریم معادن سنگ آهن و زغال سنگ داریم . بنابراین «برنامه ریزی سرزمینی» معنا پیدا می کند و برنامه های توسعه ای و چشم انداز با توجه به آن تدوین می شوند. مثلاً کارهای صادرات با کشتی را باید در بنادر انجام داد . باید در جایی انجام داد که در کنار دریا و یا دریاچه باشد . اگر این بنادر به هر علت وجود نداشته باشد آن وقت باید از راه آهن استفاده کرد . شمال کشور توسعه خاص خودش را دارد مثلاً گردشگری می تواند خیلی جاذبه داشته باشد به همین صورت سایر مناطق.
سحام: ولی به صورت مشخص " مجتمع فولاد مبارکه " را می توان مثال آورد ، با اینکه مطالعات احداث آن مجتمع برای هرمزگان انجام شده بود بعد از انقلاب به یکباره به اصفهان انتقال داده شد .
بالاخره این کار را توجیه کردند . ما باید برنامه ریزی را از خانواده یاد بگیریم و شروع کنیم اگر به خیلی از مردم ما بگویند یک بودجه سالانه برای خانواده ات داری یا نه ؟ مطمئنم می گویند ، نداریم . حتی خود من هم که تخصصم است یک برنامه یک ساله یا 5 ساله برای بودجه ام ندارم ؛ ببینید من این را ضعف برنامه ریزی می بینم . به همین دلیل است وقتی سازمان مدیریت و برنامه ریزی منحل شد ، خیلی شوکه نشدم . ممکن است دوستان ما درآن سازمان از این حرف خیلی خوششان نیاید . مثلا بودجه می نوشتند ولی ظرف یکسال چند بار متمم بودجه به مجلس می بردند یا برنامه ها عموماً با هم مغایرت داشتند. هر چند من کتمان نمی کنم که آدمهای بسیار شایسته ای در آنجا بودند .
سحام: شما به عنوان عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی چه رویکردی به مجلس هشتم دارید ؟ و برای پیروزی در انتخابات آتی آن چه برنامه ریزی دارید ؟
سوال سختی است ولی برنامه هایی داریم که قسمتی از آنها را در خلال سوال های قبلی شما گفتم و مفصل تر آن توسط حزب در آینده اعلام خواهد شد .
سحام: این برنامه ها با هدف پاسخگویی به مطالبات مردم طراحی شده اند ؟
بله ، البته ممکن است در برخی موارد که امکانات کشور یاری نمی کند و یا موانع عمده دیگری وجود دارد صادقانه بگوئیم این دسته از مطالباتتان را نمی توانیم جواب بدهیم .ما باید به مردم برنامه بدهیم که در صورت توفیق و با ورود به مجلس چه کاری برای آنها خواهیم کرد. مسلماً نباید طوری شود که ما قول هایی به مردم بدهیم و از آنها رأی بگیریم ولی پس از آنکه دوستان ما به مجلس راه پیدا کردند با مشکلات زیادی روبرو شوند و نتوانند به تعهداتشان عمل کنند. بنابراین کسانی که می خواهند کاندیدا شوند ، باید ببینند می توانند برای جامعه کاری کنند یا نه ؟! طبیعتاً چون آرمانهای حزب مشخص است مردم می توانند تصمیم بگیرند که به حزب رأی بدهند یا نه ؟ به نظر من حزب یک ماه قبل از شروع انتخابات باید این برنامه ها را به مردم اعلام کند .
سحام: آقای دکتر با توجه به تعاریف و مدل های عملی حزب در سایر کشور ها ، قاعدتاً احزاب باید اعتبارشان را از مردم بگیرند و مردم پشتوانه و موتور محرک احزاب هستند ولی در کشور ما متاسفانه مردم رغبت چندانی به مشارکت در فعالیتهای سیاسی از طریق احزاب نشان نمی دهند ؛ فکر می کنید علت چیست ؟
علت این است که احزاب بارها شکست خورده اند یا رهبران آنها به دنبال مقاصد شخصی اشان بوده اند، سردمداران احزاب به منافع شخصی اشان می رسیدند و نه مردم ، بنابراین حتی اعضای حزب نیز آن را ترک می کردند و مردم بی اعتقاد شدند و... این روزها هم تبلیغات منفی علیه احزاب بسیار زیاد است و از طرف دیگر احزاب هم سعی دارند به مردم بگویند که چه کارهایی می خواهیم انجام دهیم . این چیزی که امروز در مردم بوجود آمده نتیجه عملکردهای گذشته است ولی ما باید اعتقاد در مردم ایجاد کنیم که « حزب اعتماد ملی » برای ایجاد « اعتماد » بوجود آمده است و قرار نیست که یک عده ای سردمدار بشوند و داستانهای گذشته دوباره تکرار شود. با نیت خالص باید کار کنیم تا موفق شویم.
سحام: شما در میان مدت چشم انداز روشنی را برای دستیابی به آرمانهای بزرگی مثل عدالت، آزادی و پیشرفت می بینید ؟
بسیار زیاد. خوشبختانه انقلاب اسلامی به این منجر شد که جمهوریتی وجود داشته باشد لذا کادر اجرایی و قانونگذارش در فاصله 4 سال به 4 سال جابجا می شوند . حتی ممکن است مثلا یک طیفی مثل جناح آقای خاتمی در دو دوره هم باشند، ولی دیدیم آنها هم در مواقعی که ضرورت ایجاب می کرد برخی از وزرایشان را عوض می کردند. ضمن آنکه حالا معنای آزادی ، معنای گسترده ای است. البته یکسری محدودیتهایی داریم که ذات نظام جمهوری اسلامی است و بدون آنها نظام اسلامی وجود ندارد مثلاً هر کسی مسلمان است باید نماز بخواند و کسی که نماز نمی خواند پس مسلمان نیست. اینها را محدودیت نمی دانم چون یک جمعیت 2/98 درصدی آمدند و گفتند ما حکومت اسلامی می خواهیم که شاید 80 درصد آنها هنوز زنده باشند.
انتشار همین نشریه داخلی حزب نشانه این است که آزادی ها آنقدرها محدود نیست چون بالاخره هر طوری هست حرفهایتان را می زنید؛ درست است که بعضی از روزنامه ها به دادگاه می روند ـ و شاید لازم باشد موارد خاصی را بیشتر رعایت کنند ـ این اتفاقاتی که در کشور ما می افتد در هر جای دنیا هم ممکن است ؛ بیفتد. اینجور نیست که مثلا در جاهای دیگر دنیا نا امنی اصلاً نباشد ، دزدی اصلاً نباشد مثلا شما اگر پایتان را بگذاری در فرودگاه ترکیه با دزدها طرفی ؛ بلافاصله جیبت را می زنند و.... یعنی اینجور نیست که فقط نا امنی خاص کشور ما باشد .
سحام: آقای دکتر محدودیت ها و تحریم هایی که طی دو سال گذشته از طرف شورای امنیت سازمان ملل با محوریت آمریکا و هم پیمانانش علیه کشورمان در حال اجرا است بیشتر از همه مبادلات مالی و پولی کشور را تحت فشار قرار داده ، به نظر شما چه باید کرد ؟
علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد؛ ما به دولتهای قبلی پیشنهادهایی در این ارتباط داده ایم ولی آن موقع متاسفانه نوشته های معلمین دانشگاهها را داخل سطل کاغذهای باطله می انداختند و متاسفانه این طرز تفکر هنوز هم وجود دارد. به عبارت دیگر من می خواهم بگویم یک عده از مدیران کشور فکر نکنند، با سواد ها سر راهشان هستند برعکس باید فکر کنند که باسواد ها راه را برایشان باز می کنند . اگر ما در سالهای گذشته در گوشه و کنار دنیا بانک می خریدیم به جای اینکه پولهایمان را بگذاریم توی حساب پس انداز بانک های دیگران ؛ امروز آمریکا و یا هر دشمن دیگری نمی توانست از این طریق به ما ضربه بزند . بالاخره ما یک جنگ 8 ساله را پشت سر گذاشتیم و تجربه های خوبی را داریم. جنگ که شروع شد ما در "سازمان گسترش نوسازی صنایع ایران"، مرکزی به نام "مرکز تحقیقات و خدمات خودکفایی ایران" را راه اندزی کردیم . در آن مرکز مثلا خمپاره 120 میلی متری را ظرف مدت بسیار کوتاهی ساختیم و به جبهه ها فرستادیم و بعد ها بیل آبی ـ خاکی را ساختیم و همین طور خیلی چیز های دیگر را . جنگ نعماتی هم داشت که کمتر به آنها اشاره می شود.
مردم هم آن دوران سخت را دیدند و تحمل کردند و شعارشان این بود که « جنگ ، جنگ تا پیروزی » بنابراین من خیلی نگران نخواهم بود که به مراودات بانکی ما حمله کنند ما در خیلی از بخشها خود کفا هستیم . بنابراین هرچه تحریم کنند؛ مشکلی نخواهیم داشت.
ولــی برای مبــــادلات و مراودات با جهان به دیگران نیاز داریم. از طریق واسطه ها آن را انجام خواهیم داد و دیگران هم خیلی خوشحال خواهند شد؛ البته بایستی وزارتخانه های اقتصادی راجع به این مشکلات تدابیر لازم را اتخاذ کنند. به هر حال فکر نمی کنم برای گرفتاری در چند مورد مبادلات بانکی لازم باشد از حقوق ملت عقب بنشینیم.
سحام: اینها برای مردم مشکلی ایجاد نخواهد کرد؟
مشکل ایجاد می کند ولی ما توان تحمل و عبور ازآن را داریم . قطعاً جلویمان را سد می کنند در نتیجه دو راه بیشتر نخواهیم داشت ؛ متوقف شویم یا عبور کنیم . انشاء ا... به آنجا نخواهد رسید . اگر چنین کنند فکر می کنم امت مسلمان یکپارچه تر خواهد شد .
سحام: به عنوان موسس حزب اعتماد ملی بفرمائید چرا این حزب 61 نفر عضو شورای مرکزی دارد ؟
راستش را بخواهید اول قرار بود اعضای شورای مرکزی حزب بسیار کمتر باشند ولی بعد ها آقای کروبی اینجور تشخیص دادند که تعداد اعضا افزایش پیدا کند.

حجتالاسلام والمسلمين رسول منتجبنيا گفت:« اگر همه ما دست از تعصب برداريم، اميد به وحدت اصلاحطلبان وجود دارد، اما نبايد بخواهيم خودمان را محور قرار دهيم؛ بلكه ارزشها، اصول و معيارهاي مشترك بايد محور وحدت قرار گيرد .
قائم مقام دبير كل حزب اعتماد ملي، در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اينكه وحدت و اتحاد در هر جماعتي رمز پيروزي است، اظهار كرد:« اگر وحدت اصولي و اساسي باشد و پايههاي وحدت مستحكم باشد و بر اساس آن معيارها اتحاد صورت بگيرد موفقيت بيشتر خواهد بود. در جبهههاي سياسي هم اگر وحدتي بين همه همفكرها و احزاب همگرا به وجود بيايد ضريب و احتمال موفقيت به مراتب بالاتر خواهد رفت .
وي افزود:« اين نكته هم در ميان رقبا و هم رفقا قابل تامل است كه وحدت شرايط، مقياسها و معيارهايي دارد؛ برخي وحدت را اينگونه معنا ميكنند كه خودشان به عنوان محور باشند و ديگران با آنها هماهنگ شوند، در حقيقت وحدتي كه آنها ميگويند پيوستن ديگران به خود و پيروي از آنهاست .
اين فعال سياسي خاطر نشان كرد:« ممكن است در جريان اصلاحات هم اين تصور باشد كه كسي يا كساني، يا حزب و احزابي خود را محور قرار دهند و بگويند كه ديگران با ما متحد شوند، به اين معنا كه از ما پيروي كنند و اگر كسي نيامد و نپيوست او را به عنوان وحدتشكن و مخالف ائتلاف معرفي كنند كه اين تفكر صحيحي نيست .
منتجبنيا يادآور شد:« اگر قرار است وحدت اتفاق افتد، محورش بايد مشخص باشد. اينكه چه اشخاص افراد و گروههايي محور قرار ميگيرند؟ چگونه به جمعبندي ميرسند؟ آيا مبناي كارشناسي دارد يا نه؟ يا چگونه جمعبنديشان را به مرحله اجرا ميگذارند؟ اگر اين كار اصولي و صحيح باشد قابل قبول است؟ من از همه كساني كه دعوت به وحدت ميكنند تقاضا دارم مشخص كنند كه ميخواهند حول چه وحدت كنند؟ نقطه مركزي وحدت چه كساني هستند كه داراي مقبوليت عمومياند؟
قائم مقام دبير كل حزب اعتماد ملي گفت:« در هيچكدام از جريانهاي سياسي هيچ شخصي را نداريم كه در يك جبهه محبوبيت كلي داشته باشد. ممكن است، اين افراد يك نفر نباشند بلكه تعدادي از عقلاي قوم باشند كه لياقت محوريت را داشته باشند، اگر آنها پا در مياني كنند و وارد صحنه شوند به طوري كه مقبوليت داشته باشند، بسيار خوب است .
وي ادامه داد:« اگر گروهي بخواهند پرچم به دست بگيرند و هر روز سخني بگويند اين به معناي دعوت به اتحاد نيست بلكه شعار تفرقه در قالب اتحاد است. همچنين اگر اشخاص بخواهند محور وحدت باشند اين وحدت ايجاد نميشود پس بايد اول اتحاد را معنا و تفسير كرد .
حجتالاسلام والمسلمين منتجبنيا با بيان اينكه اصلاحطلبان ميتوانند نه تنها در رسيدن به كانديداي واحد بلكه در همه تصميمات به وحدت برسند، تاكيد كرد:« به اعتقاد من جريان اصلاحطلب نياز به تعريف اصلاحات، مرزبندي با جناح رقيب و جريانهاي بيرون نظام و محوريت جمعي از عقلاي مقبول كل جريان اصلاحطلب دارد .

مهدي كروبي، دبيركل حزب اعتماد ملي در همايش بزرگ اصلاحطلبان از مردم دعوت كرد تا با حضور در پاي صندوقهاي راي نمايندگاني را انتخاب كنند كه شجاعانه از حقوق مردم دفاع كنند. كروبي با اشاره به مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم، به انتقاد از عملكرد دولت نهم پرداخت و گفت: الان وضع مسكن بسيار غيرعادي است، تورم زندگي مردم را دشوار كرده است و اين مسالهاي است كه بسياري از مراجع نسبت به آن هشدار دادهاند، مطبوعات درباره آن مينويسند و بسياري از چهرهها و شخصيتها نيز نسبت به فشار گراني بر اين مردم مظلوم ابراز نگراني ميكنند.
من اعلام ميكنم ضمن اينكه از هر مسوولي تشكر ميكنم و از هر خدمتگزاري سپاسگزاري ميكنم اما حقيقت اين است كه مسوولان نبايد حرفهاي نسنجيده بزنند و سفسطه كنند. دشمن فرضي درست نكنيم بلكه با صراحت بگوييم كه برنامه ما چيست و چه كارهايي انجام داديم و چه كارهايي قصد داريم انجام دهيم.
لطفا اسم مافياي ثروت و قدرت را بدهيد
وي با اشاره به سخنان احمدينژاد در باره مافياي قدرت و مافياي اقتصادي گفت: دولت محترم ميگويد مافياي قدرت و اقتصادي نميگذارند ما كار كنيم ولي من ميگويم برادر من شما در ماههاي اول تشكيل دولت نيستيد، شما قريب به سه سال است كه مسوول دولتيد و امروز سوم ارديبهشت ماه است و 13 ماه ديگر فرصت تا انتخابات رياستجمهوري باقي مانده و 15 ماه نيز تا پايان عمر دولت. اين در حالي است كه مقام معظم رهبري در آغاز شكلگيري همين دولت بود كه فرمودند 4 سال وقت بسياري است و شما ميتوانيد كارهاي بسياري انجام دهيد و حتي مثالي زدند و گفتند اميركبير 3 سال نخستوزير بود و توانست كارهاي بسياري انجام دهد. كروبي خطاب به احمدينژاد افزود: شما نزديك به 3 سال است ميگوييد مافياي ثروت و قدرت نميگذارد ما كار انجام دهيم، لطفا اسمشان را ببريد و بگوييد كه اينها چه كسي هستند و كجا هستند والا به خدا قسم و به حضرت عباس قسم اين حرفها براي مردم نان و مسكن نميشود.
زندگي براي مردم سخت شده است
كروبي با اشاره به مصاحبه دكتر دانشجعفري با مجله شهروند گفت: وزير اقتصاد و دارايي دولت نهم مصاحبه كرده و حرفهاي بسياري زده است، اگر مجيد انصاري، اسحاق جهانگيري يا شريعتمداري يا ستاري اين حرفها را زدهاند؛ وقتي وزير دولت نهم اينطور ميگويد، ديگر چه كار كنيم، امروز در روزنامهها خواندم كه آقاي اميري عضو شوراي نگهبان و رئيس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور گفته اين املاكي كه آقاي احمدينژاد ميگويد كجاست؟ و از آقاي رئيسجمهور خواست آدرس بدهد. همچنين آقاي نيازي گفته، اين پرونده مافياي اقتصادي كجاست، ما بازرسي كردهايم و چيزي از آن نداريم، كروبي تاكيد كرد: هر شعاري دورهاي دارد و اگر شعارها منطبق با واقعيت نباشد مردم باور نميكنند؛ بنابراين خواهش ميكنم و عاجزانه استدعا ميكنم كه به اين موضوع توجه كنند كه زندگي براي مردم سخت شده و آنها تحت فشارند و خواهش ميكنم تعدادي از كارشناسان قضيه را بررسي كرده و در تلويزيون به مناظره با يكديگر بنشينند و دوستانه با هم حرف بزنند تا ببينند چه كار بايد كرد تا مشكلات برطرف شود. وي افزود: اوضاع فعلا اينگونه است ولي چند روز ديگر عمر اين مجلس هم تمام ميشود اما چه مجلسي؟ مجلسي كه با ردصلاحيت 2000 نفر از داوطلبان تشكيل شده است؟
بايد مجلس قوي تشكيل شود
وي ادامه داد: بنابراين بايد به اين انديشيد كه الان چه كار ميخواهيد بكنيد. بايد مجلسي نيرومند و قوي تشكيل شود كه در عين همكاري با دولت و با وجود انتقادهايي هم كه دارد به فكر مشكلات مردم باشد، زيرا اوضاع اقتصادي وحشتناك است و عرصه را بر مردم تنگ ميكند. وي با اشاره به تهمتهايي كه به اعضاي حزب اعتماد ملي وارد شد، گفت: در همين 48 ساعت باقيمانده تا انتخابات، از دوستان خواهش ميكنم كسي را تخريب نكنند و ابتدا اين را ميگويم كه ديگران هم كانديداهاي اصلاحطلب را تخريب نكنند و هر كس بايد برنامههاي خودش را به مردم ارائه كند و خود را در معرض راي مردم قرار دهد. وي گفت: ولي متاسفانه برادر محترم جانبازي ميگويد در روزنامه اعتماد ملي لائيكها جمع شدهاند، به نظر شما اين سخنان در انتخابات چه معنايي دارد؟ ممكن است كه در حزب اعتماد ملي آدمهاي ناصالحي هم باشند اما آيا در نيروي انتظامي، قوه قضاييه، دولت و روحانيون چنين آدمهايي وجود ندارند؟كروبي ادامه داد: غير از خودم كه نزديكترين افراد به امام(ره) بودم نيروهايي در حزب اعتماد ملي جمع شدهاند كه اكثر قاطع آنها پيرو خط امام و عاشق هستند. دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: ما هم از بين همين نيروهاي خط امامي ليست 10 نفرهاي را به شما معرفي كرده